صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 558459
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 85
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

گره گشایی
صفوان در محضر امام صادق(ع) نشسته بود. ناگهان، مردی از اهل مکه‏ وارد مجلس شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود شرح داد. معلوم شد موضوع کرایه‏ای در کار است و کار به اشکال و بن بست کشیده است. امام‏ به صفوان دستور داد: 'فوراً حرکت کن و برادر ایمانی خودت را در کارش مدد کن'.
صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل اشکال مراجعت‏ کرد. امام سؤال کرد: 'چطور شد؟ '
گفت: 'خداوند اصلاح کرد'.
حضرت فرمود: 'بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی بر آوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت شوط طواف‏ دور کعبه محبوبتر و فاضلتر است'.
بعد امام صادق، به گفته خود چنین ادامه داد:
'مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن(ع) و از آن حضرت‏ استمداد کرد. امام حسن بلافاصله کفش ها را پوشیده و راه افتاد. در بین‏ راه به حسین بن علی(ع) رسیدند در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن(ع)‏
به آن مرد گفت: 'تو چطور از حسین غفلت کردی و پیش او نرفتی' گفت: 'من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون‏ گفتند ایشان اعتکاف کرده‏اند و معذورند، خدمتشان نرفتم'.
امام حسن فرمود: 'اما اگر توفیق بر آوردن حاجت تو برایش دست داده‏ بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود'.

منبع:www.noorihamedani.com


دسته ها : داستان روز
يکشنبه یازدهم 5 1388
X